مطالعه IDC درباره ارزش تجاری Bizagi؛ بررسی بازگشت سرمایه و منافع کسب‌وکار

چرا سنجش ارزش تجاری در پروژه‌های اتوماسیون اهمیت دارد؟

خرید و پیاده‌سازی یک پلتفرم اتوماسیون فرایند، صرفاً یک تصمیم فنی نیست. سازمان باید بداند این سرمایه‌گذاری چه تأثیری بر هزینه‌های عملیاتی، سرعت انجام کارها، بهره‌وری کارکنان و کیفیت خدمات خواهد داشت.

به همین دلیل، در کنار بررسی امکانات نرم‌افزار، تحلیل ارزش تجاری و بازگشت سرمایه (ROI) اهمیت زیادی دارد. مطالعه‌های ارزش تجاری تلاش می‌کنند منافع و هزینه‌های مرتبط با استفاده از یک فناوری را در یک چارچوب مشخص ارزیابی کنند.

مطالعه IDC درباره ارزش تجاری Bizagi

مطالعه‌ای با عنوان The Business Value of Bizagi با تمرکز بر ارزش تجاری استفاده از پلتفرم Bizagi منتشر شده است. صفحه معرفی این مطالعه در وب‌سایت Bizagi اعلام می‌کند که نتایج بر اساس مصاحبه با هشت مشتری این پلتفرم تهیه شده‌اند.

طبق ارقام منتشرشده در صفحه معرفی مطالعه، نتایج اصلی عبارت‌اند از:

  • ۳٫۸ میلیون دلار: متوسط منفعت سالانه گزارش‌شده
  • ۴۲۹ درصد: بازگشت سرمایه طی پنج سال
  • ۷ برابر: سرعت بیشتر چرخه فرایند در مقایسه مورد اشاره در مطالعه

این ارقام برای درک نتایج گزارش‌شده در نمونه مورد بررسی مفید هستند؛ اما نباید آن‌ها را به‌عنوان نتیجه قطعی یا تضمین‌شده برای تمام سازمان‌هایی که Bizagi را پیاده‌سازی می‌کنند، در نظر گرفت.

منظور از بازگشت سرمایه ۴۲۹ درصد چیست؟

بازگشت سرمایه یا ROI شاخصی برای مقایسه منافع حاصل از یک سرمایه‌گذاری با هزینه‌های آن است. در پروژه‌های اتوماسیون، محاسبه این شاخص می‌تواند شامل عواملی مانند هزینه توسعه و استقرار، زیرساخت، آموزش، نگهداری و پشتیبانی در کنار منافع حاصل از کاهش کار دستی یا بهبود بهره‌وری باشد.

عدد ۴۲۹ درصد در صفحه معرفی مطالعه IDC به‌عنوان بازگشت سرمایه پنج‌ساله گزارش شده است. برای استفاده دقیق از این عدد در یک تصمیم مالی، لازم است روش محاسبه، مفروضات مدل، اقلام هزینه و نحوه ارزش‌گذاری منافع در متن کامل مطالعه بررسی شوند.

در عمل، ROI پروژه اتوماسیون در هر سازمان می‌تواند متفاوت باشد؛ زیرا حجم عملیات، دستمزدها، میزان کار دستی فعلی، پیچیدگی یکپارچه‌سازی و هزینه اجرای پروژه در سازمان‌ها یکسان نیست.

منفعت سالانه ۳٫۸ میلیون دلار چه برداشتی دارد؟

صفحه معرفی مطالعه، رقم ۳٫۸ میلیون دلار را به‌عنوان متوسط منفعت سالانه گزارش می‌کند. این عدد باید در چارچوب نمونه و روش مطالعه تفسیر شود و به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که هر مشتری جدید Bizagi دقیقاً همین میزان منفعت را به دست خواهد آورد.

برای برآورد واقع‌بینانه در یک سازمان، می‌توان منافع احتمالی را در چند دسته بررسی کرد:

۱. کاهش کارهای دستی

خودکارسازی فعالیت‌های تکراری ممکن است زمان صرف‌شده برای ورود اطلاعات، پیگیری درخواست‌ها و هماهنگی میان واحدها را کاهش دهد.

۲. کاهش زمان اجرای فرایند

با حذف برخی تأخیرها و بهبود گردش اطلاعات، امکان کوتاه‌ترشدن زمان انجام فرایندها وجود دارد. برای سنجش این اثر باید زمان چرخه قبل و بعد از پیاده‌سازی اندازه‌گیری شود.

۳. بهبود قابلیت پیگیری و کنترل

ثبت وضعیت فعالیت‌ها، مسئولیت‌ها و زمان انجام کارها می‌تواند دید بهتری نسبت به عملکرد فرایندها ایجاد کند. ارزش مالی این بهبود به نوع فرایند و نحوه استفاده سازمان از اطلاعات بستگی دارد.

۴. کاهش هزینه‌های عملیاتی

کاهش دوباره‌کاری، خطاها یا نیاز به پیگیری دستی ممکن است هزینه‌های عملیاتی را پایین بیاورد. برای محاسبه این منفعت، باید هزینه‌های واقعی پیش از اجرای پروژه با وضعیت پس از استقرار مقایسه شوند.

منظور از سرعت هفت‌برابری چرخه فرایند چیست؟

در صفحه معرفی مطالعه IDC، سرعت چرخه فرایند به‌صورت «۷ برابر سریع‌تر» گزارش شده است. برای تفسیر درست این شاخص، باید توجه داشت که سرعت چرخه یک فرایند خاص لزوماً به معنای هفت برابرشدن بهره‌وری کل سازمان نیست.

نتیجه واقعی به نوع فرایند، نقطه شروع و پایان اندازه‌گیری، حجم درخواست‌ها، تعداد مراحل، وابستگی به سامانه‌های دیگر و میزان مشارکت انسان در فرایند بستگی دارد.

به همین دلیل، بهتر است سازمان‌ها قبل از شروع پروژه، شاخص‌های قابل‌اندازه‌گیری تعریف کنند؛ برای مثال میانگین زمان تکمیل درخواست، تعداد پرونده‌های معوق، نرخ خطا و میزان فعالیت دستی.

چگونه ارزش تجاری Bizagi را در سازمان خود ارزیابی کنیم؟

به‌جای استفاده مستقیم از ارقام یک مطالعه عمومی، سازمان می‌تواند یک مدل ساده و قابل‌سنجش برای پروژه خود تهیه کند:

  1. انتخاب فرایند هدف: فرایندی را انتخاب کنید که حجم مناسب، هزینه قابل‌اندازه‌گیری یا مشکل عملیاتی مشخصی دارد.
  2. ثبت وضعیت فعلی: زمان چرخه، تعداد فعالیت‌های دستی، خطاها، دوباره‌کاری‌ها و هزینه اجرای فرایند را ثبت کنید.
  3. برآورد هزینه پروژه: هزینه مجوز، تحلیل، توسعه، یکپارچه‌سازی، زیرساخت، آموزش و نگهداری را در نظر بگیرید.
  4. تعریف شاخص‌های موفقیت: مشخص کنید پس از استقرار، کدام معیارها و در چه بازه‌ای اندازه‌گیری خواهند شد.
  5. اجرای پایلوت: ابتدا فرایند را در مقیاس محدود اجرا و نتایج واقعی را با خط مبنا مقایسه کنید.
  6. محاسبه ROI: منافع و هزینه‌ها را در یک بازه زمانی مشخص محاسبه کنید و مفروضات را شفاف نگه دارید.

این روش کمک می‌کند تصمیم سرمایه‌گذاری بر اساس داده‌های سازمان خودتان گرفته شود، نه صرفاً بر پایه ارقام منتشرشده برای مجموعه‌ای دیگر از مشتریان.

جمع‌بندی

مطالعه The Business Value of Bizagi که صفحه معرفی آن در وب‌سایت Bizagi به IDC نسبت داده شده، ارقامی درباره منافع سالانه، بازگشت سرمایه پنج‌ساله و سرعت چرخه فرایند ارائه می‌کند. این نتایج می‌توانند نقطه شروعی برای بررسی ارزش تجاری اتوماسیون باشند؛ اما برای پیش‌بینی نتیجه در یک سازمان مشخص، باید متن کامل مطالعه، روش‌شناسی و شرایط واقعی پروژه بررسی شوند.

در نهایت، بهترین معیار برای تصمیم‌گیری، ترکیب منابع تحلیلی معتبر با سنجش هزینه و منفعت در فرایندهای واقعی سازمان است.

منبع و مطالعه بیشتر

مشاهده صفحه معرفی مطالعه The Business Value of Bizagi

یادآوری: ارقام این مطلب از صفحه معرفی مطالعه منتشرشده در وب‌سایت Bizagi نقل شده‌اند. برای بررسی جزئیات روش‌شناسی، محدودیت‌های نمونه و مفروضات مالی، به متن کامل مطالعه مراجعه کنید. این مطلب تضمین‌کننده نتایج مالی یک پیاده‌سازی خاص نیست.